مرسی مرسی مرسی مرسی
چرا از تو نگويم ؟ چرا اشكهاي تو را نسرايم ؟ وقتي همه درياها در قلب مهربان تو جريان دارند چرا من يك قطره پر هياهو نباشم ؟ چه شبها كه به ياد تو فانوس دعا را در ايوان تنهايي آويختم و چه روزها كه به ياد تو با درختان پر حوصله گردو درددل كردم آن قدر منتظرت ماندم كه همه پنجره ها مرا مي شناسند .يك آرام تر از خواب درختان به سراغم بيا.... مي خواهم با شكوفه هاي سيب برايت تابلويي بكشم و با اشكهايم گردوغبار را از كفشهايت بشويم مي خواهم تمم بغضهايم بر شانه هاي تو آب شود .
چرا دلم برايت تنگ نشود ؟ چرا دستهاي تو را ستايش نكنم ؟چرا خوشبوترين گلهاي دنيا را براي تو نچينم ؟چرا عطر ماه را در شيشه نريزم و به تو تقديم نكنم ؟
دلم برايت تنگ ميشود ...نه هر شب ...نه هر روز ... بلكه هر لحظه ..اين را عقربه هاي ساعت نيز ميدانند خطوط دفترم نامت را از بركرده اند اگر روزي تو را ننويسم دل آبي خودكارم برايت تنگ مي شود . [p]
توي تابستون نسيمي ، آفتابي توي زمستون
تو هموني كه گرونه نمي ياد به دستم آسون
وقتي من تو آسمونم تو ، توي راه زميني
مشكل اينه چون عزيزي ، هر جا باشي نازنيني
سفر دور و درازت بي خطر باشه الهي
بي خبر من و گذاشتي ، ولي نه ، تو بي گناهي
قيمت نگاه نازت ، خيليه ، مثل صداقت
مث خوب بودن تو سختي واسه اثبات رفاقت
توي خرداد گل ياسي ، توي آبان گل مريم
چه شكنجه قشنگي ميكشي من و تو كم كم
چه تفاهمي ، تو عاقل ف دل من مات و ديوونه
درمونم دست چشاته ، دينم آخرين بهونه
دل تو يه وقت سنگه ، يه روزم مثل بلوري
شبا گاهي قرص ماهي ، يه روزم يه تيكه نوري
حوصله كه داشته باشي دو سه جمله ميگي گاهي
اما ميلت كه نباشه نميدي حتي نگاهي
چون غروب خيلي قشنگه تو خود خود غروبي
چي بگم قحطي واژه ست هر چي هستي خيلي خوبي
عكس نازت رو گذاشتم گوشه سفيد دفتر
تا ديگه هيچكي نبينه يكي كمتر باشه بهتر
مث آسمون عجيبي شبي آبي شبي قرمز
ولي هر رنگي كه باشي من و دوست نداري هرگز
يه روزي ميشي يه دريا فرداش اما مثل كوهي
هر چي كه دلت ميخواد باش ، هر جا باشي با شكوهي
پره از اسم قشنگت صفحه صفحه كتابم
به همون تعداد اسما تو ولي دادي عذابم
لااقل خوب شد كه لطفي كردي و واسم نوشتي
معني حرف تو اين بودي كه مطيع سرنوشتي
دلم و دادم به دست تو براي يادگاري
قابلي نداره، بردار، ميدونم دوسم نداري
وقتي كه بارون ميگيره چشام از عشق تو خيسه
دل برات به قول سهراب زير بارون مي نويسه
تنها آرزوم همينه تا يادم نرفته راستي
كاش يه روز بهم بگي كه من همونم كه مي خواستي
