تبليغاتX
گل سرخ
من از دیار عروسکها می آیم از زیر سایه های درختان کاغذی در باغ یک کتاب مصور


اسير

چشمهايت
آزار دهنده ترين واژه هاي روي زمين اند
چرا اين همه در معماري برج غرورت تلاش مي کني
مهم نيست که چشمهايت مهربان نيستند
و من رنج مي کشم از آن که هنوز
اسير آرزوهاي دوري !!!!!



+ نوشته شده در  بیست و دوم خرداد 1384ساعت 9:22  توسط پریا   | 

خوشبختي

کاش تصوير نگاهم را
از پنجره يک معبد مي خواندي
و با واژه هاي بودن و نماندن
ميان حضور عابران پياده
عشق مرا آواز مي دادي
و با دستهاي لبريز از دريا
به خوابم خوشبختي
مي پاشيدي !!!


+ نوشته شده در  بیست و دوم خرداد 1384ساعت 9:20  توسط پریا   |