تبليغاتX
گل سرخ
من از دیار عروسکها می آیم از زیر سایه های درختان کاغذی در باغ یک کتاب مصور

با روياهايم چه ميکني ؟

از سياهي تيترهاي روزنامه ها
بيزارم
و از غربت روزهايي
که ما را در برگرفته است
مادربزرگ!!!!
من در کجاي زمين
ايستاده ام ؟؟؟

***************
آقا نگهداريد لطفا !
اشتباه سوار شده ام
و حالا
بايد بيست و دو ايستگاه
برگردم
بليتم را پس ميدهي آقا ؟
در ابتداي خط
مادرم هنوز
چشم براهم مانده است
نمي توانم پياده برگردم آقا
بليتم را پس مي دهي ؟؟؟
  
+ نوشته شده در  شانزدهم تیر 1384ساعت 10:6  توسط پریا   | 

واژه هاي اشک

اي همهمه دلتنگي هايم !!!!
بغض چشمانم
به ترمه ناز نگاهم نشسته است
دل دل کردن اين همه واژه
در عرش روياهايم
براي تداعي دلسپردگي هايم
و براي دلخوشي شعرهايم است
تو که با مرام خيس گونه هايم آشنايي
و براي زل زدن به آبي ترين مامن خاطرات
غريبگي نکن !
من باز هم اشکهايم را
بريا شمارش واژه هاي شعرم
کم مي آورم !!!


+ نوشته شده در  شانزدهم تیر 1384ساعت 10:4  توسط پریا   |