تبليغاتX
گل سرخ
من از دیار عروسکها می آیم از زیر سایه های درختان کاغذی در باغ یک کتاب مصور
.::لب تاپ رایگان شرکت ایسر::.
از دیگران عقب نمانید
 
 

باور نکردنیه ولی شما هم می توانید با چند کلیک ساده صاحب یکی از نوت بوکهای این شرکت شوید

مشخصات نوت بوك یا همون لب تاپ:

TravelMate® 2700 features Microsoft® Windows® XP Professional (SP2)*** Intel® Pentium® 4 Processor 2.80GHz (512KB L2 cache, 533MHz FSB)*** 512MB (256/256) DDR333 SDRAM***40GB hard drive*** integrated CD-RW/DVD-ROM combo drive*** 15.4" WXGA (1280 x 800) TFT display*** ATI® MOBILITY™ RADEON™ 9000 graphics*** 802.11g WLAN,

10/100 LAN, V.92 modem

 

http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=306914

مراجعه به سایت شرکت ایسر از طریق لینک بالا و ثبت نام در ان شما یک نوت بوک خواهید داشت

اموزش ثبت نام به طور کامل تا زمان دریافت نوت بوک:

-ابتدا وارد سایت زیر شوید :

 

http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=306914

 

بعد از کامل باز شدن صفحه بر روی Rejister now! کلیک کنید

در فر می که باز میشود اطلاعات خود را طبق راهنمای تکمیل فرم که در انتهای مطالب همین وبلاگ است کامل وارد کنید

سپس بر روی Join now کلیک کنید

در بین هریک از مراحل اگر دو لینک نشان داده شد برای هر کدام که No tanks دارد کلیک کنید

-حالا صفحه ای وجود دارد که شما باید User name و Password که در فرم ثبت کردید را وارد کنید و بر روی Log in کلیک کنید

-الان صفحه کاربری شما باز شده است شما برا ی دریافت نوت بوک تنها سه مرحله دیگر را باید بگذرانید:

1-روی Offer در بالای صفحه کلیک کنید و در صفحه ای که باز می شود تنها یکی از تبلیغاتی که به شما نشان داده می شود را انتخاب و بر روی ان یکبار کلیک کنید و صبر کنید تا ان صفحه به طور کامل باز شود این مرحله تمام شد و سایت تبلیغاتی را ببندید

2-این بار از منوهای بالای صفحه بر روی Referrals کلیک کنید در این صفحه شما یک لینک قرمز می بینید که همان لینک عضویت شماست و شما باید ان را برای 18 نفر بفرستید یعنی به واسطه این لینک باید 18 نفر به عضویت سایت در بیاببند و فقط با عضویت این 18 نفر (لا زم نیست که هر کدام از انها هم 18 نفر عضو داشته باشند و ان به خودشان ربط دارد) که تعداد انها هم در همین صفحه مشخص می شود این مر حله به پایان می رسد

3-بعد از طی مراحل یک و دو شما از منوی Order نوت بوک خود را انتخاب و سفارش می دهید و شرکت هم طبق زمانی که اعلام می کند نوت بوک را به ادرس شما ارسال می دارد

http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=306914

 

تذکرات :

-سعی نکنید چند بار ثبت نام کنید چون سیستم هوشمند بوده و مشخصات را باطل می کند

-برا ی ثبت نام باید حداقل 18 سال داشته باشید یعنی 1986 به قبل اگر سن شما کمتر از 18 سال است به نام یکی از اعضای خانواده تان که 18 سال به بالا می باشد ثبت نام کنید

-دقت کنید برای دریافت نوت بوکها لازم نیست که هر کدام از اعضای زیر مجموعه شما 18 نفر زیر مجموعه داشته باشند. گرفتن یا نگرفتن عضو برای افراد زیر مجموعه شما فقط به عهده ی خودشان است و برای شما هیچ تفاوتی نمی کند

راهنمای تکمیل فرم:

1- نام 2- نام خانوادگی

3- اولین ادرس 4- دومین ادرس : در صورت وجود ادرس را وارد نمایید

****ادرس را به صورت فینگلیش بنویسید مانند : mahalleye bandenavaz - meydane azadi - khiyabane azadi - koocheye bro biya - plake 10*****

5- شهر 6- استان 7- کد پستی محل اقامت 8- کشور=ایران

8- تاریخ تولد به میلادی((برا ی ثبت نام باید حداقل 18 سال داشته باشید یعنی 1986 به قبل اگر سن شما کمتر از 18 سال است به نام یکی از اعضای خانواده تان که 18 سال به بالا می باشد ثبت نام کنید))

******اگر تاریخ میلادی تولد را نمی دانید سن را از 2006 کم کرده انوقت سال به دست می اید ، ماه و روز هم مهم نیست و هر چه دلتان خواست انتخاب کنید******

9- تلفن تماس : تلفن شما+کد شهر+کد کشور=98

مانند : 1234567-21-98

+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1384ساعت 12:12  توسط پریا   | 



نوشتار

مي نوشت و کودکي اش را
گريه مي کرد در منطق بلوغ
سطح پاره الفباي دبستان را
کوک مي زد
در وقت انشاء
شاليزار را وزن مي کرد
رنج قشنگي داشت
و مي نوشت
صميميت باور دستهاي باغبان را
و در حافظه گلها
از پرنده مي گفت
و از خدايي که زيبا بود ...!!!


+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1384ساعت 11:40  توسط پریا   | 

رنگ گناهان

مچاله کن مرا چون کاغذي باطل به دور انداز
دل ديوانه ام را صوفي عاقل !!به دور انداز
بيا اي کوزه گر !!!رحمي کن و دستي به سويم بر
وجودم ذره اي آب است و مشتي گل ؛ به دور انداز
از اين آب و از اين گل تاکنون صد فتنه برپا شد
مکن رحمي به من يارب ! مرا کامل به دور انداز
اگر دل صفحه رنگيني از رنگ گناهان است
برون آر از ميان سينه ام دل را به دور انداز
تمام عمر من سيه مشقي است بيهوده
مچاله کن مرا چون کاغذي باطل به دور انداز ...!!!!

+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1384ساعت 11:36  توسط پریا   | 

وقتي نام تو را زمزمه مي کنم ....!!!!!

از خانه بيرون مي آيم و از خودم جدا مي شوم .ابرهاي كبود بالاي سرم قدم مي زنند و ماه در بركه آب مي نوشد . همه مردم شهر در آينه جمع شده اند و در دست هر كدام كلمه اي مي درخشد . آوازهاي بومي در پياده رو
افتاده اند . درختان با حيرت به من نگاه مي كنند . دستهايم را از جيبم بيرون مي آورم تا انگشت هايم آواز بخوانند .بي آنكه روسري ام را ببينم ، پرده از رازآسمان بر مي دارم و همزمان دو فرشته كوچك از شانه هايم پايين مي آيند.
من پيراهن اولين ديدارمان را گم كرده ام ، اما هنوز مي دانم عطر صداي تو چه رنگي است و تو را از پشت كدام پنجره مي توان ديد.
همه كتابها را مي بندم تا چشمهاي تو روشن تر از صبح باز شوند و روزهاي گمشده ام را به من بازگردانند.بهترين كتابم را به تو مي دهم تا مرا در بيتهاي حافظ پيدا كني .
در خيايان هاي بي درخت قدم ميزنم .خاطره هايت همراه باراني كه يكريز مي بارد ، بر پلكهايم مي نشيند . من در پناه دستهاي تو هزار شب تلخ را مي توانم تاب بياورم . وقتي نام تو را زمزمه مي كنم ، اتاقم آنقدر بزرگ مي شود كه همه جهان را در آن جا مي دهم .



+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1384ساعت 11:32  توسط پریا   | 



بگو از چه می هراسی ، تو که نبض تندبادی
           تو که وسعت یقینی ، تو که حجم اعتمادی
                       به کجا....چرا....چگونه ...بگو از چه می گریزی
                                     تو که شعر انتشاری ، تو که بغض امتدادی
                                                   نه شبی شکسته بودی به تلنگر نگاهی


نه دخیل بسته بودی به ضریح اعتقادی
              چه شد آن دل صبورت ، چه شد آن تب غرورت
                         که به چشم پر بلورت ، غم عشق یاد داری
                                            تپشی نمانده دل را ، ز شیوع این شب تار
                                                               تو برو خدا نگهدار !!تو که شعر بامدادی
  

+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1384ساعت 11:31  توسط پریا   | 

تقدیم به عزیزترین عزیزم ................!!!!




دستهاي <پدر >
اين دو تکيه گاه زندگي ام
و انگشتهايش
که هر کدام
پينه به صورت دارد ...
و آنطرف
آشيانه دلي
که هميشه مهرباني دارد
حتي براي روزهاي مبادا !
سجده چشمهايم
به درگاه نگاهت
چه حاجت ها که نمي طلبد
اي زلال تر از چشمه سار ...
آبي تر از آسمان !
اي پاکترين فرشته عرش
اي << مادر >>
که ناقوس قلبها
از نفسهايت به رقص در مي آيند







+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1384ساعت 11:29  توسط پریا   | 

ديگر هواي .....!

ديگر هواي خوشه گندم نمي کني
حتي به روي خود تبسم نمي کني
پابند دست سرد سکوتي و با کسي
از حال و روز خويش تکلم نمي کني
با آنکه دلشکسته تر از پيش مي شوي
فکري براي حيله مردم نمي کني
بر دشت من که تشنه باران محو توست
اي آسمان خسته ترنم نمي کني
من دلخوشم از اينکه تو هر چند مي روي
در خود نشان ياد مرا گم نمي کني
بيزارم از نظاره اين برکه هاي بد
درياي من چه شد که تلاطم نمي کني
  

+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1384ساعت 11:27  توسط پریا   |