تبليغاتX
گل سرخ
من از دیار عروسکها می آیم از زیر سایه های درختان کاغذی در باغ یک کتاب مصور

اگر نامه ام به نام تو آغاز می شد : اگر دفترم با یک اشاره تو باز می شد :اگر دستهایم با نفس تو گرم میشد : اگر دلم با لبخند تو نرم میشد :اگر پشت درهای بسته نبودم و اگر از روزگار خسته نبودم : باز  می توانستم همسایه یاس باشم یا همبازی پروانه ای با احساس....!!!

اگر دیوارهای سرد روبرویم  قد نمی کشیدند : اگر بادهای ولگرد سیبهایم را از شاخه نمی چیدند اگر آرزوهای ریز و درشتم پر پر نمیشد اگر گوش فلک کر نمیشد اگر همه رودخانه ها آرام بودند اگر زمین و زمان رام بودند اگر لباس فطرتم آلوده نیرنگ نمیشد و اگر دل دریایی ام سنگ نمیشد  باز می توانستم با ستاره ها تا صبح بیدار باشم یا عاشقانه در حسرت دیدار باشم .

اگر افتادن برگ را باور می کردم اگر آمدن مرگ را باور می کردم اگر از عشق غافل نمی شدم اگر این همه عاقل نمیشدم اگر تپش قلب تو را فراموش نمی کردم اگر فانوسهای خاطره را خاموش نمی کردم اگر با اتفاقی که افتاد نمی رفتم و اگر از یاد تو چون باد نمی رفتم  باز می توانستم با تو اغاز شوم یا درون غنچه بنمانم و راز شوم.

اگر کوچه های زندگی بن بست نبود اگر دل ساده ام بت پرست  نبود اگر پیوسته سبزه ها و درختان را دعا نمیکردم اگر بی خبر از همه جا نمی شدم و اگر بسته کاش و اگر و اما و اگر نمیشدم باز می توانستم نام تو را بر زبان بیاورم .......!!!!!!

 

+ نوشته شده در  دهم آذر 1384ساعت 10:15  توسط پریا   |